X
تبلیغات
قلم - هزاره جات در مسیر راه ابریشم
مطالب سیاسی، فرهنگی و تاریخی

هزاره جات در مسیر راه ابریشم

                                                                                    

                                                                 جوادی دایکندی

   تذکر: دوستان گرامی وهم وطنان عزیز این مقاله رادرسال 1378 نوشته بودم و یکبار در مجله فجرامید به چاپ رسیده ولی ازآنجای که احیا راه ابریشم ازروئیاهای تاریخی مردم واقع بین ماست وبا وجود اینکه ازنظرروش شناسی وارجاع نویسی طبق روش سنتی نگاشته شده ونواقص فراوان دارد ولی لازم دیدم که یگبار دیگر به نشربسپارم واصلاحات اساسی رادرخودکتاب « هزاره ها در انتظار سرنوشت  » وبخصوص ازنظر روش ( طبق روش مدرن ) انجام دهم. إنشاالله                                                                     

طرح مسئله

    برای اهل قلم و اهل تحقیق، پژوهشگران امور خراسان بزرگ، واژه راه ابریشم  در دوره باستان ویا احداث پروژه بین المللی  راه کابل و هرات از طریق سر زمین غور و غرجستان یک پدیده آشنا و قابل درک می باشد، اما به خاطر  اهمیت فوق العاده این سرک بین المللی وحیاتی برای اقوام چهار ایمان و هزاره ها مطالب فشرده فهرست گونه گرد آوری گردیده است که در دو بخش خلاصه میشود ،یکی از نظر سابقه تاریخی  دوم  ازنظر منافع مادی واقتصادی!

   سابقه تاریخی: از نظر سابقه تا ریخی  راه باستانی ابریشم از شهر کهن با میان و از کنار« خنک بت» و« سرخ بت » عبور کرده و بسوی خاور دور و شبه قاره هند میرفته است. نویسنده کتاب « سایه رو شنها یی از وضع جامعه هزاره»می نویسد:

 

« این دره کوچک و شاداب کوهستانی روزگاری نقطه اتصال دو جناح هندو کش و توقف گاه مسافران و کارونهایی بود که برای تجارت یا منظورهای دیگر  از هند بسوی چین ،بلخ ، هرات وایران سفر می کردند ویا بر عکس از این سرزمین ها به جانب هند میرفتند .»

 

در همان کتاب از کتاب رهنمای با میان نقل می شود : « با میان روی معبر کاروان قدیمی واقع شده و این همان شاخه جنوبی راه معروف ابریشم است که از بلخ به پیشاور میرفت و من حیث موقعیت درست در وسط راه این دو شهر باستانی قرار گرفته است ...»در ادوار اسلامی در موقعی که غزنه مرکز آل ناصر و با میان مقر شنسباینها بود، راه مستقیمی میان این دو شهروجودداشت که محتملا ازپای شهر ضحاک، دره کالو، کتل حاجیگگ، گردن دیوال ،اونی و وردک به غزنی  وصل میشد و رفت و آمد کاروانهای بزرگ تجارتی آسیای میانه بین هند، چین وایران در حیات اقتصادی و مذهی و هنری دره معروف بامیان اهمیت بسزایی داشت » چنانچه مجله غر جستا ن با استفاده از کتاب رهنمای  با میان می نویسد:

 

« در ین کتاب نخست موقعیت جغرافیایی و اهمیت استراژیکی با میان به حیث گذرگاه و ایستگاه کاروانیان راه ابریشم وجه تسمیه باشندگان بومی و سایر راه یافته گان و چگونگی تشکلات جیو لو جیکی و طبقات الارضی آن به بررسی گرفته شد ، پیوست بدان پیشینه تاریخی آن اجمالآ به بیان آمده است. »

 

     خلاصه این که در تاریخ می گویند : در ابتدا کاروانسراها ی بزرگ در مسیر راه ابریشم و بامیکان و یا با میان  ساخته میشود و آنگاه  جایگاه عبادت و ریاضت نیزمد نظر گرفته شده که به تدریج وبا گذشت زمان، این دوتاـ بت بزرگ و عظیم الجثه ـ در کنار کاروان سراهای مسیر راه ابریشم تراشیده می شود و به این ترتیب بامیان باستان را به مرکز زایران و مرتاضان جهان تبدیل کرده است و در آن عصر مردمان ساحات مرکزی و بخصوص مردم ولایت بامیان از ثروتمندترین مردمان جهان بوده است.

      البته از دیدگاه تاریخی راه ابریشم در واقع راههای ابریشم بوده و چندین راه تجارتی در عرض هم قرار داشته که در طول تاریخ از اروپا و کشور های اسلامی به طرف خاور دور و چین امتداد داشته است و تمام این راه های تجارتی از سرزمین خراسان بزرگ می گذشته که از نظر تاریخی بسیار مهم و قابل توجه است حالا آنچه که از متون کهن تاریخی و از لابه لای اوراق آن به عنوان راه های ارتباطی موسوم به راه ابریشم استنباط می شود از این قرار است:

1ـ راه جنوبی                                                                                         

   این راه از جنوب خراسان و کشمیر به هند و چین منتهی می شده است!

2ـ راه مرکزی

   این راه از نیمروز و سیستان، زابل، بامیان، کابل و واخان به سرزمین پهناور چین امتداد داشته است البته آقای آیت الله صمدی می گوید: زابل برکلات اطلاق نمی شود بلکه بر جاغوری جغتو و مالستان اطلاق می شود.

 

3ـراه شمالی

    این راه از شمال خراسان بزرگ و از شهر های مرو، سمرقند، بخارا، بلخ و تخارستان به چین می رفته است البته راههای دیگر از شمال به جنوب خراسان بزرگ یعنی از بلخ کهن به طرف بامیان، غزنین، کشمیر و... نیز یادآوری شده است از جمله در کتاب سایه روشنهایی از وضع جامعه هزاره می نویسد:

 

« راه کوتل شیبر و راه کوتل حاجیگگ ( آجیگگ )، همین دو راه بودند که شمال و جنوب کشور را به هم می پیوستند، در روزگاران قدیم عظمت بلخ و شکوه بامیان که توجه مردم از نقاط مختلف جهان به این دو نقطه به عنوان محل تجمع بیشتر معطوف بود و برای سوداگران و تاجران که امتعه خود را برای عرضه به این دو مرکز داد و ستد می کردند، راه های شیبر و حاجیگگ اهمیت بیشتر داشتند و همه روزه تعداد زیاد مسافران و قوافل ( قافله ها ) از فراز آنها عبور می نمودند. تاجران از ایران، هند، جنوب آسیا که اراده ی دیدار بامیان را می کردند نیر مجبور بودند از همین دو راه بگذرند. »

 

     به هر حال مدارک و منابع تاریخی طرق و راههای متعدد و متفاوت را تعریف و توصیف کرده امّا آنچه که واضح و روشن است این است که طرق و راه های مواصلاتی و ارتباطی طبق مقتضای شرایط زمانه، همیشه و همواره در حال دگرگونی و تحول بوده. و اصولاً در انتخاب مسیر ها، عابران و کاروان های تجارتی اختیار داشته اند که ازکجا بروندو در این مسیر و سفر ها فقط منافع مادی و اقتصادی از هر راه ممکن مد نظر بوده است بدین ترتیب راه ابریشم از این قاعده کلی مستثنا نبوده و در طول تاریخ در اثر فراز و نشیب های زندگی هر کاروان مسیر و طریق دلخواه خویش را انتخاب می کرده است .

     به هر صورت حالا آنچه که در این عصر برای ملت و مردم ما مهم، حیاتی و سرنوشت ساز می باشد احیاء و نوسازی این راه تاریخی و کهن از طریق هزاره جات است که این سرزمین وسیع بخاطر شرایط طبیعی و اقلیمی و کوهستانی بودن و شرایط نامناسب سیاسی و اجتماعی و ... و نیز بخاطر فقدان راه های مواصلاتی مناسب در یک انزوای مطلق قرار داشته است در صورتی که مناسبترین و کوتاهترین و عاقلانه ترین راه و جاده ی ارتباطی شرق و غرب به کشور، همین راهی است که از وسط غوروغرجستان می گذرد و در نهایت به مرکز کشور جمهوری اسلامی ایران منتهی می شود. 

    این راه کابل را از طریق میدان شهر، کوتل اونی، بهسود، پنجاب، لعل سر جنگل، وغور به ولایت هرات باستان متصل میکند. شاخه دیگر این راه بین المللی از طریق کوتل حاجیگگ، بامیان، یکاولنگ، لعل وسر جنگل و چخچران به هرات می رسد! امّا مسافران کابل وهرات بیشتر از راه اولی استفاده میکردند. کتاب سایه روشنهایی از وضع جامعه هزاره مینویسد:     

 

« شاهرای کابل هرات که در نظر بود ازساحات مرکزی امتداد یابد وسروی آن در (1966) توسط کمین (ایتال کانلت) انجام پذیرفت نیز از فراز کتل حاجیگگ عبور مینماید و به طرف یکاولنگ، لعل و سر جنگل و غور پیش می رود. »

 

     البته این راه دوم از نظر جذب توریست و جهانگردی بسیار بسیار مهم است! زیرا راه کابل وهرات که از میان مردم تهی دست هزاره جات میگذرد در سال 1301 ه ـ ق بو سیله خود این مردم نگونبخت ، اهالی منطقه و کوه پایه نشینان که در مسیر راه قرار داشته اند احداث گردید! البته از نظر مورخان کشور سال 1301 ه ـ ق آغاز تاریخ راه سازی و شروع ساخت و ساز جاده های مدرن و پیشرفته در منا طق هزاره جات قلم داد میشود ! بخاطر اهمیت فوق العاده و کوتاهی این راه و فوائد اقتصادی و منافع مادی  این مسیر پر خم  و پیچ برای مسافران، جهانگردان، تاجران و سوداگران وبه دلیل مسائل حمل و نقل و... احداث شد ولی تکمیل این سرک بین المللی، تاریخی و حیاتی سالها است که مورد بحث وگفتگوی کارشناسان راه سازی، کار شناسان اقتصادی و آگاهان امور حمل و نقل قرار گرفته است ا مّا متأسفانه بخاطر وجود تعصبات خشک قبیله ی وقومی وزبانی فقط روی کاغذ ودر نقشه هاباقی ماند وهرگز عملی نگر دیدوفقط زمانی داود خان مسئله به صورت جدی پیگیری گردید.

       البته درصورت که نظام قوی داشته باشیم، امتداد این راه تاریخی ـ  مهم برای اقوام هزاره وتاجیگـ، ـ به طرف شرق کشوربه واخان ومرز چین می رسد که به این ترتیب به اهمیت این راه تاریخی وبین المللی افزوده می شود. درزمان داود خان سرک مزار شریف به طرف قند هار ازطریق هزاره جات بیشتر مورد تاکید قرار گرفت وحتی فعالیت های ساخت وسازراهها وشاهراه و... درمیان دره های مار پیچ غورو غرجستان شروع شد اما متاسفانه کودتای ننگین هفت ثور توسط عمال اتحاد شوروی سابق صورت گرفت ودر نتیجه همه چیز تا امروز تعطیل گردید!

     راجع به احداث این راه حیاتی واستراتژی مجله امید در شماره 5 خود می نویسد : برای اولین بار عبد الرحمن خان پس از تسلط بر هزاره جات وبه قصد کنترل همیشگی آن، راه کابل وهرات رابه طول 403 کیلومتر ازمیان این سرزمین توسط فرامین موکد به مردم، بزرگان هزاره دایزنگی، بهسود ودایکندی عبور داد و بار دیگر دردوره زمامداری داودخان درسال1354 مورد توجّه قرار گرفت. چنانچه آقای یزدانی نیز می نویسد:

 

 « امیر عبدالرحمن برای این منظور درسال 1301 ه ـ ق دستور اعمار جاده ی از کابل به غور وهرات صادر نمود که از وسط هزاره جات می گذشت، اعمار جاده برای تسهیل در امر لشکر کشی در هزاره جات وعبور توپ بوده ... »

 

امّا در کتاب سایه روشنهایی ازوضع جامعه هزاره می نویسد:

 

« امیر عبدالرحمن خان در جنگ چند ساله خود در هزاره جات تمامی راه های را که به آن سرزمین امتداد داشت مورد استفاده قرارداده صرف نظر از راه های فرعی وعمده، اساسی ترین مسیر های لشکر کشی امیر بدانسو راه پل خمری ـ بامیان درشمال راه کابل ـ کوتل اونی درشرق،راه قندهار ـ ارزگان درجنوب وراه هرات-غور در غرب آن منطقه بودند واز همین اندیشه بود که راه کابل-هرات ازمیان سرزمین هزاره به سال1301ق بوسیله مردم منطقه احداث گردید.»

 

      این راه کابل ـ هرات از طریق غور وغرجستان در گذشته ها فقط در تابستان ها، تموزها وفصل گرما قابل عبور ومرور بوده ودر فصل زمستان، سرما، بارندگی، خطرات وتهدیدات جدی ومرگباری را متوجه عابران، رهگذران و مسافران می کرده است وشاید یکی از علل که این پروژه مهم وبین المللی راه اندازی نگردید به خاطر همین سردی وسرمای شدید علاوه بر خشونت طبیعی بوده است زیرا حوادث طبیعی وغیر مترقبه از قبیل ریزش برف وباران سنگین ونا گها نی در زمستان ها ویا از قبیل ریزش سنگ وسخره از دل کوه وکوتل ها وسرازیری سیلاب رادر فصل بهاران در پی داشته است وطبیعی است که چنین حوادث نا گوار وناگهانی مخارج سنگین را نیز به دنبال دارد!

     واز طرفی دراین راه و جاده مهم وبین المللی کدام مناظره زیبا، دلربا وجذاب طبیعی درتمام فصول هم وجود ندارد زیرا قسمتی اعظم آن سرکهادردره های تنگ وباریک وتنگنای کوه ها ،کوتل ها وکوه پایه ها امتداد یافته است اما وقتی که به سر چشمه رود هیرمندی می رسیم گوی به دنیای دیگر  قدم می گذاریم وبه زیبایهای طبیعی ودل انگیز بر می خوریم وبه گفته بعضی از قلم به دستان فقط وقتیکه به این سر چشمه رود هیر مندی می رسیم به مناظره ی زیبای طبیعی ودلگشا بر می خوریم وقلل مرتفع که در تمام چهار فصل سال سفیدی برف در زیر فروغ خورشید روی آنرا پوشانده فضای دل انگیز به وجود آورده است خلاصه اینکه:

     در این مسیر طولانی این کوه ها وکوتل های سفید پوش با چشمان همیشه گریان خویش که برای انسان ها از شگفتی وزیبای طبیعت دل انگیز بر خوردار است به پیشوازی مسافران ،جهانگردان وعاشقان طبیعت می شتابد ودرعین حال از قوت وقدرت خداوند  متعال وخالق یکتا نیز خبر می دهد به این ترتیب این راه جنجال بر انگیز وجاده پر ماجرا، دارای تاریخ وگذشته های پر فراز ونشیب بوده که از میان کوه ها ،کو تل ها ،گردنه ها واز کنار دریاها ورود خانه ها، گاه ازعمق درّه ها، گاه ازروی سینه دشتهای سرد وسوزان وکوهپایه ها وکوه دامنه های متعدد ومتفاوت وگاهی هم سخت پرخم وپیچ می گذرد و به خاطر وجود این کوه ها، کوتل ها، فرازونشیب های طبیعی در دره ها، دامنه ها و دشواری ها وسختیهای ناگواری را نیز برای رانندگان وسر نشینان خودروها و اتومبیلها در پی دارد امّا در صورت انجام یک سلسله فعالیت های مردمی وخدمات اجتماعی وشاهکاریها توسط خوداین مردم قابل رفع است ازهمه مهمتر اینکه در فصول بهار وتابستان هیچ کدام ازاین خطرات جدی نست. یعنی با احداث تونل ها وپل ها البته با کنترل ونظارت همیشگی توسّط یک نظام قوی ودولت دلسوز وپایدار قابل رفع وترمیم می باشد.

      به هر حال علی رغم وجود موانع طبیعی وحوادث غیر مترقبه از قبیل برف کوچ ،فضای خشن وسردی که در هزاره جات ودر این مسیر کوهستانی  وطولانی وجود دارد اما این راه فواید وعواید زیاد ودرامد های سر شار برای مردم صفحات مرکزی و غربی و ا قوام چهار ایماق در پی دارد ومناطق زیادی را به هم پیوسته ومتصل می سازد وبه دین ترتیب وبتد ریج بار سنگین ودشواریهای عظیم را نیز از دوش مردمان  قد خمیده ی هزاره می کاهد،برای مردم راهگشا خواهد بود.

    تاکنون در مقاله پیشین پیرامون سرک کابل ـ هرات از طریق هزاره جات از نظر سابقه تاریخی نظر انداختیم و اینک با نقل جملاتی از کتاب « سیری در هزاره جات » راجع به علت تعطیلی این پروژه بین المللی رشته سخن را پی می گیریم وی می نویسد:

 

« قرار بر این بود که از سوی سازمانهای بین المللی شاهراه بزرگی قاره اروپا را به انتهای آسیا در افغانستان از طریق مناطق مرکزی « هزاره جات » وصل سازد، در صورت انجام این طرح تحولی بزرگ در سطح مناطق مرکزی روی می داد و تسهیلات اساسی برای مردم هزاره فراهم می شد و تسهیلات اساسی برای مردم هزاره فراهم می شد ولی با کمال تأسف این طرح عامداً از سوی دست اندرکاران رژیم ظاهر شاه بحال تعلیق ماند و گفتند بودجه ومصرف سنگین بردارد »

همچنین غرجستان می نویسد: سخن احداث شاخه ای از شاهراه آسیایی که کابل را به هرات از طریق هزاره جات وصل می کند در سال 1343 به زبان آورده شد وبرای انکشاف این منطقه پسمانده کوهستانی یک اقدام مهم تلقی گردید.

     درباره فواید این راه از جمله کوتاه بودن آن نسبت به شاهراه کابل ـ هرات از طریق قندهار در طی چند سال مطلب فراوان گفته و نوشته شد و سر انجام سروی مقدماتی آن توسط تیم ایتال کاسلت در سال 1966 به انجام آمد، راپور آن تصاویر و نقشه ها و گرافها و احصائیه های لازم در همان سال در ظرف 353 صفحه به زبان انگلیسی در روم به چاپ رسید و سروی نهایی آن نیز در سالهای 48 ـ 1347 به کمک ملل متحد عملی گردید. امّا با همه این گفت و گزار و اجرأت ابتدایی یعنی سرویهای مقدماتی و نهایی احداث آن صورت عملی بخود نگرفت. »

    آری، هر وقت به اعمال ننگین خاندان ظاهر شاه و دشمنان تاریخی هزاره ها و اقوام دیگر در این سرزمین خونبار نظر افکنیم مبینیم که کارنامه ی آنها، مملو از جنایت و خیانت و عداوتها و خصومتهای قومی، زبانی، نژادی میباشد! و لذا ما دیگر از علل تعطیلی این پروژه بین المللی بخاطر وضوح و روشنی قضیه سخن نمی گویم و در اینجا بایسته و شایسته است که درباره سرک غزنین ـ پلخمری بعنوان یکی از عمده ترین راههای فرعی راه ابریشم سخن به میان آوریم که این راه ارتباطی حیاتی برای هزاره های بخاطر اینکه از مناطق هزاره ها عبور و می گذشت مورد توجه و علاقه سران فاشیست و ظاهر شاهی قرار نگرفته است!

سرک غزنین ـ پلخمری

    ولایت بلند آوازه غزنین در جنوب سرزمین غور و غرجستان قرار دارد و راه ارتباطی از غزنین تاریخی به سوی شمال کشور از ولایت میدان و بامیان باستان میگذرد چنانچه مجله غرجستان می نویسد:  

 

« بهسود یکی از مواضع معروف هزاره جات است که در وسط راه کابل ـ پنجاب از یکسوی و در نیمه راه غزنی ـ بامیان از جانب دیگر موقعیت یافته است ... فاصله بهسود تا غزنی از طریق جغتو و ناور حدود 150 کیلومتر می باشد با این صورت نقطه تقاطع آن چهار موضع مهم کشور به حساب می آید. »

 

      آقای متیلند می نویسد: « اولین راه قافله رو کابل از طریق با میان به ترکستان و از قسمت شرقی به بهسودی میگذرد. » البته با میان یا بام جهان در گذشته در میان ولایات مرکزی با راه های ارتباطی ساده اش قابل عبور و مرور به هر وسیله نقلیه بوده که بهمین خاطر مسافرتهای پر جنب و جوش جهانگردی و توریستی از راه کابل ـ غور بند ـ شبر ـ با میان ـ بند امیر صورت گرفت. راه مواصلاتی غزنین ـ پلخمری از طریق با میان از نظر سابقه تاریخی نیز دارای اهمیت خاص خویش بوده است چنانچه حسین نائل می نویسد:

 « تا سال 1343 که سالنگ احداث نشده بود کوتل شبریگانه خط ارتباطی شمال و جنوب هند و کش به حساب می آمد و تمام وسایل حمل ونقل هزاره جات حامل انسان و کالا و مواد ضروریه دو حانب کوتل از آن عبور می نمودند! وی در ادامه نوشته است: در گذشته ها ی دور که هنوز مو تر به افغانستان نیامده بود ... مسافرتها از کابل و دیگر ولایات جنوب هندوکش به صفحات شمال و بامیان از راه کوتل حاجیگگ صورت می گرفت و از کوتل شبرکه متضمن خطرات بیشتر بود کمتر استفاده بعمل می آمد.»

همچنین مجله غرجستان می نویسد: در ازمنه قدیم این کوتل معبرکاروانهایی بوده که به سوی بامیان در حرکت بودند ... در جریان تابستان سال 1961 کوتل حاجیگگ به عنوان یگ سرک جیپرو قابل استفاده گردید که دره ی بامیان را با راه مرکزی وصل می نمود.

      به هر صورت طول این سرک مهم از غزنین تا پلخمری شاید بیشتر از چهار صد کیلومتر باشد زیرا طبق نوشته انجینر لعلی تنها سرک بامیان ـ بلوله ـ دوشی ـ پلخمری 175 کیلومتر است و از خود بهسود تا غزنی 150 کیلومتر و روی هم رفته بیشتر از چهار صد کیلومتر تخمین زده می شود! اما اینک سخن اصلی و اساسی ما پیرامون فواید و عواید این راه های جنجال بر انگیز متمرکز است که چه سود و منافع نصیب مردمان ما که در مسیر این راهها قرار دارند خواهد شد و چه تحوّل و تغییرات بنیانی و اساسی بوجود خواهد آورد؟  به طور اجمال می توانیم بگویم که تکمیل این پروژه بین المللی از طریق غور و غرجستان نه تنها سهولت حمل و نقل اموال تجاری و محصولات کشاورزی و مالداری مردم را میسر می سازد بلکه در صورت توسعه تمام راه های فرعی از شمال و جنوب رشد و رونق اقتصادی، فرهنگ، علمی، اجتماعی وسیاسی را نیز به دنبال دارد و اینک بطور فشرده از فواید و شکوفائیهای اقتصادی، اجتماعی... که این راه تاریخی نصیب ملّت ما می سازد مطالبی را مورد توجّه قرار می دهیم:

1ـ شکوفایی اقتصادی  

    احیاء راه ابریشم و جاده بین المللی کابل ـ هرات  وشاهراه قندهار ومزار شریف از طریق هزاره جات، دسترسی سریع به کالاهای مورد نیاز مردم به بازار های خارجی و داخلی را سهل و آسان می سازد و در نتیجه طبق قاعده کلی علم اقتصاد که می گوید: « هر وقت کالا و اجناس مورد نیاز در بازار به وفور عرضه شد و تقاضا کم بود، ارزانی را در پی دارد. » اقتصاد هزاره ها و اقوام چهار ایماق که در مسیر راه قرار دارند از وضعیت مطلوبتری برخوردار خواهد شد! لذا طرف دیگر ساخت و ساز شاهراهها و جاده ها طبعاً احداث و ایجاد هتلها، رستورانها، مسافرخانه ها، قصرها در کناره های این سرک (جاده) بین المللی و تاریخی در دل کوه ها، کوتلها، گردنه ها، کوه پایه ها، در همسایگی چشمه ساران و آبشاران گاهی در عمق درّه ها و ناوه ها و در کناره های دل انگیز رود و دریاها ... بخصوص در مناطق تاریخی و دارای آثار باستانی همانند: بامیان، غور و غزنین و ... را در پی دارد و در نتیجه جذب جهانگردان، سیاحان، دانشمندان و محققان خراسانشناسی را از سراسر جهان بسوی غور و غرجستان امکان پذیر می سازد و به این ترتیب اقتصاد بیمار و ناتوان محلّی و روستای اقوام ساکن در ساحات مرکزی را تقویت خواهد نمود و روند زندگی و زندگانی مردم مظلوم و محکوم را ارتقاء خواهد داد! همچنین با احیاء راه ابریشم، بهره برداری از معادن سرشار از هزاره جات و بخصوص رگه های آهن، ذغال سنگ، طلا، جست، نفت و... سهل و آسان می گردد.

     بنابراین وجود معادن طبیعی در ولایات مرکزی آینده درخشانی را از نظر اقتصادی، فرهنگی وسیاسی برای هزاره ها و اقوام چهار ایماق نوید می دهد چنانچه مجله غرجستان می نویسد: « حاجیگگ ثروت مهم طبیعی افغانستان است و در قطار معادن بزرگ جهان حیثیت و قابل توجّهی را دارا می باشد. » امّا راه اندازی پروژه های معدنی در ولایات مرکزی کشور که ایجاد اشتغال را به همراه دارد فقط با تکمیل راه ابریشم و خط کابل ـ هرات و یا غزنین ـ پلخمری امکان پذیر می گردد! همچنین سبزی فروشی، میوه فروشی، گیاه فروشی و ایجاد فروشگاه های صنایع  دستی، هنری هزاره ها از قبیل شال و گلم، قالی، برگ و... ایجاد کارگاه های نجاری ، سنگتراشی، سنگ بری از انواع سنگ های قیمتی و معدنی کمیاب ، سنگ های تعمیراتی و مرمر و... و در نقطه ی هزاره جات به وفور یافت می شود و ایجاد کارگاه های مختلف مثل مکانیکی و موتر سازی چنانچه در دوره جهاد در منطقه سیاه خاک در شرق هزاره جات موتر، اسکلت بندی می شد و حتی اسکلت موتر را از چوب می ساختند و اصل موتر و دیگر اسباب مهم را از خارج وارد می کردند.

     به هر حال زمینه تمامی این گونه کار و کاسبی و شغلهای متعدّد فقط با تکمیل راه ابریشم مهیا و فراهم می شود! بدیهی است که این گونه فعالیتها در مسیر راه ابریشم در اقتصاد محلی و روستای اقوام مظلوم و محکوم چهار ایماق در غور و غرجستان کمکهای بزرگی خواهد بود و حتی امکان صدور آبهای معدنی ، شفاف و زلال هزاره جات را که در نوع خود بی نظیر است، بسوی دنیای خارج فراهم می سازد خلاصه این که:

     تکمیل سرک کابل ـ هرات و غزنین ـ پلخمری و سرک قندهار ـ مزار شریف از سرزمین هزار جات برای هزاره ها فواید متعدد اعم از سیاسی، نظامی اقتصادی، و... دارد البته برای دولت مرکزی نیز سودی سرشار و منافع پربار را تضمین و بیمه می کند امّا با وجود منافع سرشار و اعتبار بین المللی برای دولت مرکزی، دولتهای فاشیستی و نظام ظاهر شاهی به بهانه های واهی این پروژه بین المللی را تعطیل کرد که در واقع بغض و غضب ذاتی سران پشتونیزم نسبت به اقوام مظلوم هزاره و چهار ایماق باعث تعطیلی این پروژه مهم ملّی و بین المللی گردید!

2ـ شکوفایی اجتماعی ( مذهبی )

     واضح است که با احیاء شاهراه اصلی کابل ـ هرات شاخه های فرعی جانب شمال و جنوب هزاره جات انشعاب می یابد و بطور طبیعی چهار سوهای بزرگ و مهم در مناطق مختلف بوجود می آید و با اعمار و توسعه راهای فرعی ... بصوت خودکار انکشافات جدیدی را در صحنه های اجتماعی، اداری، اقتصادی و ... در میان مردمان که در یک زندگی و زندگانی قبیلوی و عشیره ی عادت دارند بوجود خواهد آورد!

      توسعه و گسترش راه ها باعث پیوستگی مناطق مختلف هزاره نشین از شمال، جنوب، شرق، غرب، به یکدیگر میگردد و باین طریق بتدریج تحولات اجتماعی در اثر تماسهای مکرر فرهنگها، سنتّها، گویش ها و... رو نما گشته و تلاقی بیش از پیش در میان مردم محلّی که در طول حیات خویش در یک انزوای مطلق زیسته اند، باعث انکشافات جدیدی خواهد شد از جمله این که باعث آگاهی و بازگشت دوباره هزاره های غور ، بادغیس و هرات به خویشتن و هویت اجتماعی و اصلی خویش خواهد گردید که در طول تاریخ صد ساله اخیر اغلب این هزاره ها در تقیه مذهبی و قومی بسر می برند یعنی در اثر فشارهای روحی و روانی توسط نظامهای جابر، هم مذهب و هم قومیت شان را انکار می کردند و چنانچه در تاریخ نوین هزاره جات آمده است: اکثر آنان «مردم غور» قبل از دوره امیر عبد الرحمن شیعه بودند و ...                                           

       متأسفانه این تقیه ی قومی و مذهبی با توجّه به تنوع قیافه ای هزاره های غربی هنوز هم ادامه دارد زیرا همانطوری که فصلنامه سراج نوشته است:« بیش از همه و بیشتر از همگان  ملّت هزاره بجرم شیعه بودن و هزاره بودن بصورت عمد شکنجه شد» ظلم و ستم مضاعف وجود داشته است...

      در اینجا تذکّر این مطالب نیز لازم است که بدانیم :

« طبق نوشته مجله غرجستان در واقع اصطلاح هزاره های غربی تنها بر هزاره های بربری خراسان ایران تطابق نمی یافت بلکه بر همه ی طوایف چهار ایماق اطلاق می گشت اکنون محققان اروپایی دریافته اند که یک دسته کوچک از قبایل هزاره در کنار دو طایفه ی بزرگ از چهار ایماق قرار دارند که جمشیدی و فیروز کوهی می باشند.»

به هر حال در شرائط فعلی هیچ گونه ارتباطی میان هزاره های مرکزی و غربی وجود ندارد و حتی بعضی از طوایف چهار ایماق از هزاره بودنشان اطلاع ندارند امّا حالا وقت آن فرا رسیده که تاریخ واقعی هزاره ها و هویت تاراج شده این اقوام مسلمان را باید از تاریک ترین لایه های فراموش شده ی تاریخ بیرون بکشیم وآنانرابه هویت اصلی واصالت خراسانی شان آشنا کنیم .البته که این ارتباط ازهمگسسته فقط با احیاء راه ابریشم تجدید خواهد شد و هزاره های شیعه و سنی یگدیگر را در آغوش خواهد کشید! از طرف دیگر باید توجه داشت که در طول تاریخ ، تمدن ها یا درکنار دریاها و نهر ها  یا در مسیر شاهراه ها و چهارسوها بو جود آمده اند واز نمونه های بارز آن شهر های بامیان یا بام جهان و مزار شریف و... را می توان نام برد چنانچه آقای باخ در کتاب جغرافیایی شهری خود می نویسد: « بامیان از استراحت گاه های بین راهی کاروان رو ـ ایبک ـ تاشقرغان ـ بلخ که اهمیت داشت بوده است.»

      بنابراین به این ترتیب چهره ی مرکزیت شهری را به خود گرفته است چنانچه مجله غرجستان نوشته است: آنچه بر اهمیت این شهر افزود همانا موقعیت ویژه ی آن در نقطه وسطی شاخه ی جنوبی راه معروف ابریشم میان بلخ و پیشاور بود. بعد می نویسدنه تنها ساکنان بومی بلکه تجار و کاروانیان نیز توجّه و اهمیت فراوان به آبادی و اعمار آن مبذول می داشتند» بنابراین تکمیل این سرک حیاتی و بین المللی بطور طبیعی و خودکار ایجادوتاسیس شهر، شهرکها ، احداث کارخانه ها ، شفاخانه ها ، دانشگاه ها و تأسیساتی آبی و برقی و ... را در پی دارد!

    با راه اندازی راه ابریشم مهاجرتهای بی رویه هزاره ها بدلایل فقرو کم بود زمین کشاورزی به خارج از هزاره جات و یا خارج از کشور متوقف می شود زیرا در میان مردم همیشه داغ دیده هزاره راه های کاسبی، کار و کارگری، صنعتگری و حرفه ی انکشاف و تکامل خواهد یافت! در مجله غرجستان نوشته است: از آنجائیکه زمین زراعتی قلت دارد دهقان هزاره همیشه به کمبود غله مواجه می باشد از همین سبب است که تعداد زیادی از مردم هزاره جات یا بطرف مناطق غنی و ثروتمند و یا بجانب شهر ها در کوچ و حرکت می افتند.» امّا تیمور خانوف می نویسد:

« نظر به اینکه هزارجات منطقه کوهستانی و منزوی است این امر سبب گردید تا انکشاف صنایع تولیدی توقف نماید عامل دیگر در عقب ماندگی صنایع هزاره جات را عدم ارتباط با مراکز صنعتی و پیش رفته تر افغانستان تشکیل می دهد.»                

به هر صورت با ساخت و ساز راه ابریشم اگر بهره برداری از معادن ولایات مرکزی آغاز شود و صنایع دستی این مردم با صنایع مدرن تماس بگیرد و ... در این صورت موقعیت هزاره جات بالا خواهد رفت و بهمین خاطر عده ای از پشتونهای متعصب و جهلزده به هیچ وجه نمی خواهند که شیعیان و هزاره ها شهر و شهرک هزاره نشین و مراکز اداری، علمی و تحقیقاتی و ... داشته باشند و حتی نمی خواهند با احداث و تکمیل راه ابریشم شهرهای غور، غزنین، بامیان و ... که در مسیر راه بین المللی قرار دارند. شکوه و جلال گذشته ی خویش را باز یابند زیرا که فرهنگ وتمدن این ساحات میراث منحصر بفرد اقوام چهار ایماق (هزاره ها) هستند امّا این یک مانع عمده تاریخی بوده و هست و خواهد بود که باید راههای اصولی مقابله با آن را نیز مورد تحقیق و بررسی قرار داد!

3ـ شکوفایی فرهنگی 

     اگر روزی سرکهای کابل ـ هرات و مزار شریف ـ قندهار یا غزنین ـ پلخمری از طریق هزاره جات بگذرد که خواهد گذشت بطور قطع و یقین سرنوشت باشندگان و مردمان فقیر و فلاکت زده غور و غرجستان را متحوّل و دگرگون خواهد نمود و در نتیجه انجماد فکری، ذهنی ، فقدان شعور سیاسی، اجتماعی و... را بطور سریع تغییر پذیر خواهد نمود و یا خمودگی فکری، فقدان شعور سیاسی را از میان خواهد برد!

        ازهمه مهم تر اینک راه اندازی راه ابریشم پای محققان و باستان شناسان را در ساحات و صفحات مرکزی ( سرزمین رستم واسفندیار و حماسه سازان تاریخ کشور ) خواهد کشاند و البته که در اکثریت مناطق هزاره جات که دارای آثار تاریخی هستند تا هنوز کنجکاوی و حفّاری لازم صورت نگرفته است وبه یقین که آثار تاریخی در قلب کوه ها، بلندای تپه ها، عمق درّه ها و ناوه ها در تمام مسیر های راه ابریشم از مرز چین تا مرز ایران اسلامی، مدفون می باشند و لذا اگر چنانچه آثار باستانی در هزاره جات انکشاف یابد و یا اینکه کاوشگران دست بکار شود یک تحول مهم فرهنگی، علمی در مورد خراسانشناسی و اقوام شناسی در سطح کل کشور بوجود خواهد آمد برای اینکه سنگواره ها از متون تاریخ کهن با ما سخن می گویند و کتیبه از دل تاریخ ورق می خورند! چنانچه مجله غرجستان می نویسد:

« اگر روزی در این بخش کوهستانی کشور تحقیقات باستانشناسی به عمل می آید و حفریات صورت بگیرد و خاک برداری در بعضی از نقاط آن مثل سلطان رباط، چهل برج، کرس گورگه، سرخ حصار، خوات و ... بی گمان آثار تاریخی در خور اعتنای از گذشته های دور در این منطقه مکشوف خواهد شد.»

         بهر حال با احیاء راه ابریشم، دانشمندان علوم خراسانشناسی و دوستداران فرهنگ و تمدّن توجه خاص به سرزمین غور و غرجستان خواهد نمود و از شکوه وجلال دوره های غزنویان، غوریان، خوارزمیان، غرجستان و شیران بامیان و ... کوشانیان و یفتلیان و... که همگی در ترکیب اقوام هزاره و چهار ایماق نقش داشته اند و یا از میان این ملّیت ظهور کرده اند، روشنی خواهد انداختند! و به این ترتیب احتمال رشد و رونق علمی تاریخی، فرهنگی و بیش از پیش قوت خواهد گرفت!

4ـ شکوفایی سیاسی 

     مجله غرجستان می نویسد:

« هزاره جات یکی از مناطق و سرزمین های بسیار صعب العبور و پر عوارض افغانستان و منطقه ی است که تا دیر زمان و در عصر حاضر یکی از دور افتاده ترین نقاط دنیا باقی مانده است و این حالت ، قرا و دهستانهای هزاره جات را شکل و ویژگی مختص به خودش داده است»

چنانچه داکتر سخی اشرف زی می نویسد:            

 « روابط مستقیم سیاسی و اجتماعی بین کابل و هزاره جات وجود نداشته »

      بنابراین احداث و تکمیل این پروژه بین المللی از ساحات مرکزی به انزوای مطلق ، مرگبار و هولناک غور و غرجستان پایان خواهد داد و هزاره های منجمد در سرزمین کوهستان را در امور سیاسی، اجتماعی، اداری و ... بیش از پیش آشنا ساخته و به سررشته تحولات و تغییرات کشوری و بلکه حوادث جهانی و بین المللی پیوند و شرکت خواهد داد و تنها تماسهای مکرر فکری، تئوری این مردم مظلوم با مردمان شرق و غرب کشور و حتی خارج از کشور و همچنین اختلاط فکری و نظری در میان اقوام و قبایل مسلمانان شکوفایی سیاسی، اجتماعی، و ... را بدنبال دارد! زیرا گشوده شدن دروازه های ولایت مرکزی به روی دنیای خارج فعالیتهای دهقانان روستای به خودی خود عصری متحول خواهد شد.

    البته تغییرات حقیقی و گذر از جامعه بدوی ( سنتّی ) به جامعه مدنی، صنعتی و مدرن با کمک دولت مرکزی بیشتر و بهتر انجام می پذیرد و حتی نیاز به کمکهای مجامع بین المللی ندارد و لکن تکمیل راه ابریشم از شرق هزاره جات تا مرکز غور که بیشتر از چهارصد کیلومتر نیست بدون کمک دولت مرکزی ومجامع جهانی امکان ندارد اگرچه همّت و قدرت مردمان محلی و تلاش بی وقفه متخصصان متعهد و دردمند بخشی عظیم ازدشواریها راحل وفصل خواهد کرد!

        به هر صورت یکی از عمده ترین فواید سرک کابل ـ هرات این است که مردم هزاره جات با مردم هرات که اکثریت قاطع شان شیعه و فارسی زبان و دارائی مشترکات فرهنگی و تاریخی هستند،بعد ازاین میتواند ارتباط سیاسی، فرهنگی و زبانی داشته باشد و ایجاد این ارتباطات فقط با راه اندازی راه ابریشم محقق خواهد شد! در اینجا راجع به نقش سیاسی شاهراه ها و تونیلها در برابر حوادث روزگار به جاده شمال کابل از طریق سالنگ توجه کنیم که چگونه چریکهای مسلمان علیه اتحاد شوروی عملیات نظامی انجام میدادند و گاهی هم امتیازات سیاسی و اقتصادی می گرفتند در این مورد میثاق ایثار می نویسد:

« موقعیت مسعود در این معامله چنان بود که اگر او حاضر به معامله گری و انعقاد قرار داد با قوای شوروی شود انجام عین عمل برای سایر گروه های مقاومت سهلتر خواهد شد. و استروتین همچنین استدلال می کرد که انعقاد قرار داد با مسعود یک کودتای برازنده استراتژیک و سیاسی خواهد بود لهذا به سپتروپ صلاحیت کافی اعطا گردید تا زمینه های وسیع تعهدات را به منظور تأمین تماس و مناسبات فعال و مستدام با احمد شاه مسعود تدارک نماید. »

       پیداست که امتیاز دادن روسها به امیر مسعود به خاطر موقعیت شاهراه سالنگ بوده است نه چیز دیگر! به هر صورت آنچه تاکنون گفتیم این شد که طرح ونقشه راه کابل ـ هرات در کشور « اشکها و خونها » سالهای سال فکر و خیال کارشناسان کشور و بخصوص هزاره ها و تاجیک ها را بخود مشغول داشته است ولی دولتهای فاشیستی بطور تعمدی اجازه ندادند تا این پروژه بین المللی تکمیل شود و در واقع نمی خواستند که یک سرک بین المللی از غور و غرجستان و از میان اقوام محروم هزاره و چهار ایماق بگذرد ... .

      امّا از دشمنان تاریخی و ذاتی شکوه مردن چه معنا دارد؟ چرا بگویم نکردند و چرا نگویم نکردیم؟ در حالتی که این راه حیاتی و استراتژیک از اول هم بدست توانای اجداد هزاره ها احداث شد و حالا هم اگر قرار بر این باشد که این راه مهم به یک سرک عظیم بین المللی از مرز ایران اسلامی تا مرز چین تبدیل شود آیا بدست دشمنان اقوام مظلوم و محکوم امکان دارد؟ از طرف دیگر وارث فرهنگ و تمدن خراسان بزرگ و از جمله راه ابریشم مردمان هزاره و تاجیک هستند که اینک در مسیر این راه باستانی و تاریخی قرار دارند و از مرز چین تا مرز ایران اسلامی، این مناطق وسیع را اینها در اختیار دارند و این دو قوم به عنوان دو رکن مهم جامعه در محوریت اسلام، زبان، فرهنگ و تمدن کهن مشترک و اصالت خراسانی می توانند محوریت و مرکزیت تمام مسائل سیاسی، نظامی، اقتصادی و سازندگی و... را در سطح کل کشور بدست بگیرند. بنابراین چرا خود اینها دست به ساخت و ساز راه مورد نیاز خویش نزنند و چرا در انتظار دیگران زانوی غم در بغل گیرند؟

    اگر چنانچه در دوره جهاد اسلامی که هزاره ها و شیعیان از آزادی مطلق بر خوردار بودند و سخن مجاهدان راه اسلام را سازمانهای بین المللی می شنیدند... اگر در آن مقطع از زمان به فکر و اندیشه احیاء این راه استراتژیک بودند و خوانین و آخوندهای هزاره اقدام به این کار مهم و تاریخی کرده بودند، بدون شک افراد صالح و خیر خواه از گوشه و کنار جهان به یاری اینها می شتافتند؟ و اگر احزاب و گروه های به اصطلاح هزاره گی خانه جنگی نداشتند و به فکر و اندیشه وضعیت زندگی و زندگانی مردم خویش بودندتنها با کمک و مساعدت مجتهدین و مراجعه شیعه می توانستند این پروژه حیاتی را در مناطقی که جنگ با روسها وجود نداشت مثل هزاره جات تا مرکز غور، به یایان برساند.

       امّا افسوس و صدا افسوس که نداشتیم کسی و کسانی را که در راه انکشاف منطقوی و محلی مردم گامهای مؤثری بر دارند و چند شبی را هم به یاد ملّت و مردم به خواب فرو روند و با کمال تأسف که به اصطلاح سیاستمداران هزاره از این پروژه بین المللی و عواید و فواید این راه حیاتی ،از شکم گرسنه ی مردمانی که در مسیر این راه قرار داشتند و دارند ، از شکستن طلسم انزوای مرگبار هزاره جات و... هیچ چیزی نمی دانستند و یا اگر می دانستند خودشان را به تجاهل زده بودند! و یا بخاطر وابستگی شدید به بیگانگان فقط و فقط به فکر نابودی یکدیگر بودند...

        به هر حال حتی در شرائط امروزی ساخت و ساز راه بین المللی از صفحات مرکزی، از طریق واگذاری به شرکتهای خصوصی و افراد سرمایه دار هزاره و اقوام مظلوم دیگر امکان پذیر است یعنی به این طریق که قسمتهای از سرک و جاده مثلاً در طول صد کیلومتر را در اختیار یک شرکت و یا افراد سرمایه دار قرار بدهد و این شرکت ها و افراد سرمایه دار می توانند راه ها ، پل ها و حتی تونلها را بسازند و تکمیل کنند و بعنوان مالک و صاحب امتیاز آن از صاحبان کامیون ، موتر و مسافران تاجر و ... اجاره دریافت  نمایند که این سیاست خصوصی سازی امروزه در کشور های پیشرفته و اروپایی یک امر معمولی و در عین حال معقول و منطقی و جالب می باشدزیرا به رشدو ترقی جامعه کمکهای شایان میکند!

منابع و مآخذ   

1ـ سایه روشنهایی از وضع جامعه هزاره/به قلم حسین نائل.

2ـ تاریخ نوین هزاره جات/ به قلم محمد عیسی غرجستانی.

3ـ جغرافیای شهری افغانستان/ به قلم اروین گروتس باخ.

4ـ سیری در هزاره جات/ به قلم انجینرعلیداد لعلی.

5ـ فصلنامه سراج، شماره 15/ به قلم ابواحسان.

6ـ غرجستان، شماره 1/ به قلم البرت. ف لایرانت.

7ـ غرجستان، شماره 6/ به قلم حسین فرمند.

8ـ غرجستان، شماره 9/ به قلم حسین نائل.

9ـ تحقیقی درباره هزاره و هزارستان/ به قلم پی. حی. متیلند.

10ـ تاریخ ملی هزاره/ به قلم تیمور خانوف مترجم: عزیز طغیان.

11ـ میثاق ایثار شماره 45/ به نقل از کلیسوویچ.

12ـ غرجستان شماره 10/ به قلم حسین فرمند.

13ـ غرجستان، شماره 15/ به قلم هوگ زان دود یانوس توجمه سید علی اکبر. شهرستانی.

14ـ انکشاف ولایات مرکزی هزاره جات/ به قلم ووّاله ترجمه محمد علم رشنو.

15ـ میثاق وحدت/ به نقل از هفته نامه امید در آمریکا به قلم داکتر سخی اشرف زی. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 مرداد1386ساعت 9:23  توسط غلام سخی جوادی دایکندی  |